دوست!؟

ای خدا بده شانس مردم هم دوست دارن ما هم دوست داریم … هر وقت میخوان میان هر وقت نمیخوان میرن … هر وقت دلشون میخواد قهر میکنن , وقتی میفهمن اشتباه کردن میبخشن ادم رو !!! … هر وقت دوست دارن بهشون بر میخوره و قهر میکنن و اگه هر چی بگن توقع دارن نیش ادم تا بنا گوش باز باشه همونطورم بمونه تا بازم بتازونن … هر جا دوست دارن راهت نمیدن که البته حق دارن!!! مسلمون خدا میان وبلاگ رو میخونن و تهدید میکنن زنگ میزنیم سربازان گمنام امام م ر بیان سراغت … یکیشون میگفت یه راست میارمشون جلوی خونه ادمخورا خام خام بخورنت !!! اخه چی بگم… میان نظر میذارن انگار خونه خالست تازه با هم متحد میشن که این چرندیات چیه تو نوشتی…این راست میگه اون راست میگه … اره بابا حق با شماست
تو این بی برقی و گرونی اینترنت بشین به کله پوکت فشار بیار اینم جواب دستت درد نکنشونه … اگه سیاسی بنویسی یه چی میگن اگه سینمایی بنویسم یه چیزی میگن گاهی هم باید دنبالشون بدویی تا بیان یه چیزی بارت کنن …یکی مسلمونه یکی بت پرست یکی اریاییه یکی یوداییه یکی پرسپولیسیه یکی استقلالیه یکی ابی دوست داره یکی سبز یکی قرمز …با همه کار ادم هم کار دارن … این کوتاه اون طولانیه این خوبه اون بده اخه یکی نیست بگه مگه هندونست … بابا اگه میتونستم بهتر بنویسم مینوشتم … کی میفهمه؟ ارزوم بود یکی بیاد غر به جونم نزنه … اگه یه چیزی بگی باید به 350 نفر جواب پس بدی اگه اعتراف کنی میگن اعتماد بنفس نداری اگه از خودت تعریف کنی میان با دو تا تیکه, سوسک رو دیوارت میکنن …کوتاه بیای رژیم غذایی هم برام معین میکنن , وصیتم تنظیم میکنن ,
حالا جون هر کی دوست دارید از فردا صبح کله سحر نیاید که اینا چیه نوشتی رو اعصابم برید … حداقل بذارید دو ساعت بخوابم تا جون داشته باشم باهاتون کل کل کنم …
عاقبت حرفهای زیادی
با شناختی که از دوستان محترم و عزیزم دارم با این پست دیگه نیازی به خودکشی ندارم فردا در تاریخ 29 مرداد 1388 توسط معدود خوانندگان وبلاگم کشته خواهم شد … لطفا پیکر نیمه جانم را به نزدیکترین بیمارستان محل نوش جان کردن کتک تحویل دهید اما درصورت کشته شدن خون بها رو به همراه داشته باشید… قربونتون دست خالی نیاید لنگم طلبکار داره چشمم رو در میاره بالاخره دعوامون نمیشه قبلش بالا تر یا پایین تر با هم کنار میاییم

13 دیدگاه »

  1. ب.ن.ف.ش.ه گفت

    :(:(:(:(:(
    بابا من که گفتم شما استاد هستید شوخی نکردم
    کی اذیت کرده شمارو؟
    بریم حالشو بگیریم
    تا اونجا که می دونم همه خودین اینجارم خیلی دوس می دارن
    :)

    حسین: بابا ما گفتیم مخلصیم…نه نگفتیم!؟ خب حالا میگیم
    ب.ن.ف.ش.ه اذیتم کرده … هر جا میره مامورا هم میرن … بابا اول پشت سرت رو نگاه کن بعد!

  2. ب.ن.ف.ش.ه گفت

    کامنتای پست قبلو خوندم
    ویییییینک
    بست وبلاگ اور

    حسین: ما هم به شدت وینک میکنیم ;)

  3. سرور گفت

    خوب بنده يه ساعته از خواب بيدار شدم هنوز روح به تنم برنگشته … واسه همين دارم دير لود مي كنم الان من درست نفهميدم تو از حرفاي دوستان ناراحتي يا از خود وبلاگ نويسي …. بذار يه بار ديگه بخونم

    حسین: 60 بار دیگه هم بخونی نمیفهمی :))

  4. سرور گفت

    خوب راستش به نظرم بعضي از غرولندات يا نقدات كمي عجولانه س . البته من دقيقاً نمي دونم تو از كي وبلاگ مي نويسي و نمي دونم خواننده هات همون جمع 360 هستن يا اكثريت غريبه هايي بودن كه مرور پيگير وبلاگ همديگه شدين .

    به نظرم اينكه يكي بياد بگه طول و عرض مطلبت كمه يا زياده يا مثلاً به نوع وسبك نوشته ت ايراد بگيره يا حتي فحش بده و تهديد كنه يه بخش عادي و طبيعي از وبلاگ نويسيه به خصوص وقتي كه سياسي نويس باشي چون تو مملكت ما تو تاكسي و بقالي هم كه بشيني مي بيني مردم تا بهم مي رسين شروع مي كنن به مباحثه و كار حتي به دعوا مي رسه . هر كسي اينجا هم خودشو صاحبنظر مي دونه و هم يه جورايي فرهنگ بحث محترمانه رو با هم ندايم . ولي حتي تو حالت ايده آل هم قرار نيست كه ما صرفاً همديگه رو تأييد كنيم چون گمونم يكي از انگيزه هاي نوشتن اينجا و گذاشتن قسمتي به اسم كامنت مطرح شدن همين اختلاف نظراست اما به طوري كه نقادانه باشه نه فحاشانه منتها تو مملكت ما نوع دوم هم نسبتاً عادي شده .

    پس تو اگه اين احساس نيازو در خودت و زماني كه توشي احساس مي كني كه بايد به مخت فشار بياري و بنويسي،‌بايد ااون شكيبايي رو هم در خودت تقويت كني كني كه تحمل ديدن هر نوع برخوردي رو داشته باشي منتها خوب من اگه بودم اونايي كه واقعاً غير مسئولانه برخورد مي كنن و صرفاً به قصي توهين و ارعاب ميانو نديد مي گرفتم و حتي بي پاسخ مي ذاشتم. مي توني حتي اينو گوشه وبلاگت به عنوان پيش درآمد هم بنويسي.

    حالا قسمت اول ، خوب نمي دونم چي بگم . راستش ديگه بعضي ازين رفتارا حتي ارزش ناراحت شدنم نداره . البته بايد ديد موضوع چي بوده اما اگه همين طوري باشه كه تو مي گي و اينطوري كلي ،‌خوب همينه ديگه !! ……………. در ضمن لزومي نداره دنبال كسي بري كه بياد بذا اگه براش مهم باشه خودش سرك مي كشه اگرم مهم نيست همون بهتر كه نياد

    حسین: بابا سرور کوتاه بیا این پست خیر سرش شوخی بود!

    • سرور گفت

      خودش يه پست شد تازه درز گرفتم انقد طولاني شد

      حسین: دیگه تکرار نشه :))

  5. معصومه گفت

    فردی زندانی را در سلولی تجسم کنید. نگهبانی 24 ساعته باید از او محافظت کند. چه کسی زندانی است؟ زندانبان یا زندانی؟
    بسیاری از شما آرادی را به این جهت از دست می دهید که ازآنچه نمی خواهید ازشما گرفته شود به شدت پاسداری و مراقبت به عمل می آورید.
    اگر احساس می کنید که باید دائما مراقب دیگران باشید، آنها را زیرنظر داشته باشید؛
    اگر احساس می کنید که نمی توانید به آنها اعتماد کنید، و یا به ایشان آزادی بدهید؛
    در اینصورت شما به همان اندازه در دام افتاده اید که ایشان.
    :

    ” سانیا رومان ”
    ——-
    تکرار: خودت برای خودت مهم باشه!!!
    تقلب: با سرور موافقم.
    درهرحال: موفق باشی.

    حسین: خانم معصومه معصیت داره پسر مردم رو زنبان دان میکنید… حالا عیبی نداره تو این وانفسا که همه بیکارن اینم بد نیست !

    • سرور گفت

      آقاي محترم اين نشون مي ده شما خوب منظورو نمي رسوني . شانس آوردي ما يه برداشت حسابي و متفكرانه داشتيم وگرنه پستت به درد خودت مي خوره
      :D
      ببين همه چه تواني واسه نظر گذاشتنو جايي صداشو در نيار كه مطلب فيك بوده

      حسین: خانم محترم تقصیر دوزاریتونه من چکار کنم!؟

      • سرور گفت

        مصي جونم مرسي

        حسین: من هم در اینجا جا داره از همه دوستان و اشنایان و بستگان و حاضرین و غایبین خانومها در غیاب اقابون! و مردم همیشه در صحنه ایران اسلامی و خانواده شهدا مفقودین جانبازان و م م ر تشکر ویژه ای داشته باشم و عذر خواهی کنم از همه کسانی که نامشون جاموند و این مکان جایی بود که باید از زحماتشون قدر دانی بعمل می امد

  6. ساجده گفت

    اول اینکه شهیدی حسین جان…شهید

    حسین: اگه من حسین شهیدم تو هم حتما شمری!

  7. ساجده گفت

    بعدش اینکه حالتو میگیرم

    حسین: وات…؟

  8. ساجده گفت

    باقی هم برمیگردم مفصل گردو خاک میکنم…اساسی

    حسین: روزی سه بار گرد گیری میکنم …ببین اومدی چکار کردیا

  9. الهام گفت

    ***

    نتیجه غیر اخلاقی : اصولا دوست به هیچ دردی نمی خوره !!!!!

    خیلی ممنون از انتقال اینهمه تجربه !!!!

    اینم شوخی بودا !!!!!

    ***
    Elham
    ***

    حسین: بالاخره یکی فهمید شوخی یعنی چی … خدایا شکرت !

  10. ساجده گفت

    بیا تو وبلاگم ببینم

    حسین:طریقه درست دعوت … هوی با توام یالا به خودت تکون بده بیا وبلاگم , بینیم با …
    امیدوارم یاد گرفته باشید یک انسان متشخص را چگونه دعوت بنمایید

خوراک RSS دیدگاه‌های این نوشته · شناسه‌ی دنبالک

نوشتن دیدگاه